تبليغاتX
*** بهار زندگی *** - نبرد با سرنوشت...
* دلتنگی هایم *

نبرد با سرنوشت...

سرنوشت*

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت،

در تهاجم با زمان،آتش زدم،

کشتم.

من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم.

یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم.

من ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم،

تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم.

من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت،

بهارم رفت ،

عشقم مُرد،

..................... .

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 6:24 توسط * بهار خوشی * |