نامهربون
اینجا کسی نیست که بخواد به دادت برسه دل بی کس و کار من
به آخر خط رسیدم بگو چی می خوای که دیگه سر اومده انتظار من
یه روز می خواستمت حالا ازت خسته شدم داری می شی بلای جون من
لعنت به من اگه دیگه بهت بگه پیشم بمون بگو چی می خوای از جون من
الهی روزی برسه تو آتیش کینه ی من بسوزی خاکستر بشی
جونتو آخر می گیرم و کاری می کنم که دیگه مثل خودم دیوونه شی
برو بزار تو غصه هام بمیرم و بسوزم و تنها باشم تو حال خودم
بی خیالت شدم دست از سر دلم بردار ...دیگه نمی خوام ببینمت
بسّه آخه چقدر می خوای مرو به بازی بگیری بشی که راحتم کنی بگی الهی بمیری
لیاقت منو تو نداری بخدا ...می دونم می ری ولی بدون ، بدون من کم می یاری
دلت می خواد وجود من واست بشه مجسمه تا هرجور دلت می خواد خوردم کنی جلو همه
دیوونگی کارته...بی مرامی تو خونته می خوام بزارمت کنار...قسمم به جونته