تبليغاتX
*** بهار زندگی *** - ای دنیای بیرحم...
* دلتنگی هایم *

ای دنیای بیرحم...

مُردم

ای دنیای نامهربان ، می خواهم پاک باشم

و پاک از تو جدا شوم .

هر چه به من پشت کنی باز هم امیدم به خدایی است

که در تمام لحظات زندگی ام نگهدارم است.

می خواهم پاک باشم تا به همه پروانه ها گل لبخند هدیه دهم،

تا خدا شاپرکها را به خانه ام بفرستد.

ای دنیای بی رحم...

هر چه ستمت زیادتر شود باز هم تحمل می کنم،

زیرا خدا با صابران است.

*************************

آه...

ته مونده ی خیالت جا مونده توی ذهنم

آرزوهامو باختم ............

اشکم می باره نم نم...............

یادم می یاد.......................

نمی دونم کدوم شب؟

نمی دونم چه سالی؟

اما تو ....................

زدم به بی خیالی ی ی ی..................

تمام یادگاریت همین یه دنیا غم بود.......

اون همه بی تابی هام تو چشمای تو کم بود...

روزاااااا چشام به ساعت.....................

شبااااا گریه می کردم.........................

کاش ......فقط گریه می خوام.........

کی می دونه این حسرتا...........ولی نه دیگه مهم نیست

از این گریه چی می دونی....نه دردمی ....نه درمونی...(آشغالی)

آه ای دنیای بی رحم..............................

لجم می گیره.......................(خیلی پستی)

از این دنیا و آدماش و ...........لجم می گیره

لجم می گیره..................متنفرم........

خسته شدم ..............بسّه دیگه...........

خدیاااا خودت آرومم کن باز مثل همیشه تو مهربانترینی ...

پس باز خواسته ام را می گم....می خوام جوان بمیرم.(الهی آمین)

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 8:45 توسط * بهار خوشی * |