تبليغاتX
*** بهار زندگی *** - خدای من...
* دلتنگی هایم *

خدای من...

allah

خداي من


خواندمت، پاسخم گفتي؛


از تو خواستم، عطايم کردي؛


به سوي تو آمدم، آغوش رحمت گشودي؛


به تو تکيه کردم، نجاتم دادي؛


به تو پناه آوردم، کفايتم کردي؛


خدايا


از خيمه‌گاه رحمتت بيرونمان نکن


از آستان مهرت نوميدمان مساز


آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مکشان


از درگاه خويشت ما را مران


اي خداي مهربان


بر من روزي حلالت را وسعت ببخش


و جسم و دينم را سلامت بدار


و خوف و وحشتم را به آرامش و امنيت مبدل کن


و از آتش جهنم رهايم ساز


...خداي من


اگر آنچه از تو خواسته‌ام، عنايت فرمايي، محروميت از غير از آن، زيان ندارد


و اگر عطا نکني هرچه عطا جز آن منفعت ندارد


يا رب! يا رب! يا رب!


خداي من


اين منم و پستي و فرومايگي‌ام


و اين تويي با بزرگي و کرامتت


از من اين مي‌سزد و از تو آن...


...چگونه ممکن است به ورطه نوميدي بيفتم در حالي که تو مهربان و صميمي جوياي حال مني

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 9:14 توسط * بهار خوشی * |