دلتنگی
شب را دوست می دارم.
چون دیگر رهگذری از کوچه پس کوچه های شهرم نمی گذرد تا سر گردانی
مرا ببیند چون انتها را نمی بینم تا برای رسیدن به آن اشتیاقی نداشته باشم
شب را دوست دارم
چون دیگر هیچ عابری از دور اشک های یخ زده ام را در گوشه ی چشمهای بی فروغم
نمی بیند.شب را دوست دارم:چرا که اولین بار تو را در شب یافتم.
از شب می ترسم .تو را در شب از دست دادم.
از شب متنفرم به اندازه ی تمام عشق های دروغین
با آفتاب قهرم چرا شب ها به دیدارم نمی آید؟
نمی آید تا با دست هنرمندش سایه ی تو را بر دیوار خیالم نقش زند
و مرا به بودن تو دلخوش سازد
شاید آفتاب با من قهر است؟؟؟
آن روز که تو در کنارم بودیهرگز به آفتاب سلام نکردم هرگز به روی شب
لبخند نزدم و برایش دستی تکان ندادم
این مجازات تمام لحظه هایست که همه ی دنیا را در تو می دیدم
و تو را در تمام دنیا.
*****************************************************************
شبهای تیره وتاریک عشق حزن و اندوه ظلمت قلب عاشق زپرتو یک تبسم شیرین تو به پایان می رسد پس چرا نمی آئی؟
فایده داشتن چشم و قدرت بینائی فقط تماشای جمال توست چشمهای منتظر من سفید و نابینا می شود پس چرا نمی آئی؟
بهار فرح بخش روان بساط خود را گسترده است مرغان نغمه سرایی می کنند شبهای مهتاب به شور عشق دامن می زنند
اما افسوس که تو نمی آئی. چه شده است که تو از درد و فراق جدائی من چیزی احساس نمی کنی؟دیگر صبر و توان من
پایان یافته و قدرت خویشتن داری من تمام شده . فریادهایم به نزدیک لب آمده است ولی هنوز تو نمی آئی.
گفتار و پندار توضیحی ندارد زیرا آنچه من می گویم به خوبی معرف آلام و مکنونات قلبی من است
دوری از تو من را پریشان ساخته است .جان شیرین من چرا نمی آئی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
************************************************************
کوشیدم تو را فراموش کنم...
سعی کردم فکر خودم را از تو منصرف نمایم خیال کردم می توانم عشق آتشین تو را از سر بیرون کنم
اما... اما تمام کوشش و سعی و خیالم بی فایده و عبث و واهمی بود تو را دوست دارم.
عشق تو با زندگی ام عجین شده لحظه ای نمی توانم دور از تو باشم.![]()
![]()
![]()
خندیدم تورا باز با آن دیگری دیدم تورا جای قهر واخم،
**********************************************
می خوام سر بزارم رو شونه ات گریه کنم باز
می خوام از بعد این حادثه ها شکوه کنم باز
ببین حدیث پر برگ چه پرپرم کرد
شکسته قامت و افسرده و بی یاورم کرد
می خوام اشک بریزم عقده هامو خالی کنم
تو این غربت سرا پا به یاد تو ناله کنم
زنده با اون خاطراتم عمریه چشم به راهتم
مگه من سنگ صبورم ای عزیز راه دورم
تو پناه آخرینی واسه من عزیزترینی
تو فرشته ی زمینی ای همه بود و نبودم
لحظه ای بی تو نبودم با تمامی وجودم
کی می شه فصل جدایی می دونم یه روز می یایی
سر رو شونه هات بزارم اشک دلتنگی بپاشم
می خوام اشک بریزم عقده هامو خالی کنم
******************************************
تنگ غروب نشسته بود انگار دلش شکسته بود
از همه کس سیر شده بود چشماشو بازم بسته بود
از دل خونش نمی گفت که باز دیوونه تر شده
می گفت که روزگار من مثل چشاش سیاه شده
رویای من تو زندگی همش بهونه می گرفت
بهونه هاش تموم شد و نگاشو از چشام گرفت
تا کی می تونی دلتو سنگ سیاهی بدونی
تا کی می تونی عاشقا را مثل عروسک بدونی
اگه باورم می کردی گوشه ی دستات می موندم
هی نگو بهونه ای نیست توی این قلب شکستم
که شده زندونی تن هوای عاشق شدن نیست
ولی کاش می شد تا آخر عمرم می موند
نگاه مهربون تو فقط با چشم من می موند
********************************************
ای حضورت همه خوبی مثل آیینه و آبی
تو زلالی یه رودی پس چرا در التهابی
ای قشنگی بهارم واسه گفتن ترانه
تو خودت حضور عشقی ای کلام عاشقانه
من هنوزم که هنوز پرم از شعر حضورت
تو بیا تا من بخونم از نجابت و غرورم
تو یه ستاره ای یه ماهی تو تاریکی شبهام
تو تمومه آرزومی می دونی من بی تو تنهام
خوب من ای آرزویم بی تو دلخوشی ندارم
من که با حرم نفس هات شوق بارون بهارم
ای قشنگ قصه هایم ای که مهتابی ترینی
اوج گفتن یه شعری می دونی تو نازنینی(به خدا که نازنینی)
نگو از من دیگه سیری حرف گفتنی نداری
منو با این همه احساس دست گریه می سپاری
ای حضور تو همیشه یه بهونه واسه موندن
واسه مقدم حضورت لحظه لحظه جون سپردن
*******************************
سلام
خوبین؟
آه خدایا .....
اگه یه روز شنیدی که من دوستت دارم
بدون که شهر پر از شایعه ای بیش نیست
هیچوقت خوش خیال نباش چون من هیچوقت دوستت نداشتم خیلی......
آه خدایا............
کاش بودی و می دیدی که هر بی سرو پایی به خودش اجازه نمی داد که.....

مهربان من
یا رب
این گل خندان که سپردی به منش
می سپارم به تو از دست حسود چمنش
گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور
دور باد آفت دور فلک از جان و تنش
********************************
اگر به خانه ی من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن به ازدحام
کوچه ی خوشبختی بنگرم
************************************
خدایا
به
من زینتی عطا کنکه در لحظه ی مرگ
بر بی ثمری لحظه ای که -
برای زیستن گذشته است
حسرت نخورم
و مردنی عطا کن
که بر بیهودگی اش-
سوگوار نباشم
هر گز آندم نرود از یادم
آندم که تو سفیر ره عشق آمدی
و همه تنهایی و اندوه مرا حکم به رفتن جلوی
از رمق پیکر من خالی بود وز لبم خنده به دور
لیک با آمدنت غنچه عشق و تبسم به لبم
وه چه صمیمانه شکفت
*********************************
*آری*
اگر تنهاترین تنهایان شوم
باز هم خدا هست
او جانشین همه نداشتن های من است

تو می تونی منو از پا در آری
تو می تونی که اشکمو در بیاری
فقط تویی که می تونی عزیزم منو عمری تو کما بذاری
تو می تونی روحم را بپاشی
تو می تونی دوستم نداشته باشی
آره تویی که می تونی عزیزم بری لحظه ای یاد ما نباشی
ولی خوب می دونی نمی تونی بگیری از دلم هواتو
ولی خوب می دونی نمی تونی بگیری از من خاطراتو
تو می تونی نبینی خستگی مو
تو می تونی نفهمی بچگی مو
تو می تونی که نادیده بگیری تمام لحظه های زندیگمو
بی وفایی تو خونته می دونم
می تونی بگذری اینم می دونم
می دونم می تونی بشکنی ساده دل و حرمت هر چی هست
می دونم م م م م م م م م م .................................
ولی.....

خودمو گول می زنم توی دورنگی
نمی خواستم ببینم دل سنگی
می دیدم داشتی یواش یواش می رفتی
اما خواستم خوش باشی توی زرنگی
ای می گفتم دلخوش فردا می مونم
واسه خوندن تو بودی تنها بهونم
ای می گفتم به خودم همش خیاله
همه ی این حرفا یه شوخیه می دونم
تو چشات برقی نبود مثل گذشته
تازه فهمیدم از این حرفا گذشته
من همونیم که بودم تو داری عوض می شی...
***************************************
می دونم طاقت جدایی رو ندارم
با تو من مثل صد تا بهارم
می خوام که نری تو از کنارم
ازت زیاد خاطره دارم
می خوام اسمتو رو نفس بذارم
از تو بگم در سایه سارم
هر جا بری من دوستت می دارم
از عاشقای این دیارم
به یاد شبای زیر بارون
که خیس بود تموم سر و پاهامون
شبا من همش خواب تو رو می بینم
بین هفت تا آسمون رو زمینم
****************************************
دلتنگ نگاتم اسیر خنده هاتم
می دونم که می دونی عمریه غرق هواتم
من لبریز عشقم...پرم از تو را خواستن
کاش بدونی من دیوونه ی سادگی هاتم
مثل پروانه ها دورت می گردم
بذار دستاتو توی دست سردم
من صداقتو با تو شناختم
عشق تورو بردم و دل خودمو باختم
هرجا که می رم مهربونی هات پیش رومه
کاش باور کنی که بودن با تو آبرومه
روز و شب می یاد می رم تو نیستی توی خونه
دیگه نفس کشیدنم بی عشق تو حرومه

آهای تو که فکر می کنی خیلی دلم تنگه برات
آهای تو که دوست نداری سر بذارم رو شونه هات
حالا اگه می خوای بری راه بازه و جاده دراز
نفرین کنی یا نکنی فرقی واسش نداره
هر کی که یار اون بشه می ره تنهاش می زاره
برو که فکر رفتنت آتیش به جونم می زنه
سگ از تو باوفاتره هر شب به من سر می زنه
یادته وقت رفتنت واسم پیغام گذاشتی
گفتی کناره من بودی اما دوسم نداشتی
منتظرم اونروز بیاد که دستمو بگیری
توی چشام نگاه کنی و جون بکنی و بمیری
الهی لحظه های خوش تو زندگیت نباشه
الهی بهترین رفیقت هم ازت جدا شه
آخه دلمو سوزونده رفته با غریبه
لیاقتش من نبودم
الهی نفرین های من دامنتو بگیره
*******************************************************
هر شب وقتی تنها می شم حس می کنم پیش منی
دوباره گریه ام می گیره انگار تو آغوش منی
روم نمی شه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه
با این که نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه
بارون می باره و باز تو را دوباره پیشم می یاره
اشک چشام حلقه می شه دوباره تنها می شینم
باز این دلم تنها می شه دوباره بیا کنار من
شبای جمعه که می یای بیا سر مزار من
من زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من
غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو سرم
روی سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم